شعار نده,عمل کن
میخوام هر کاری که دلم خواست بکنم و به حرف بقیه گوش نمیکنم چون من واس خودم زندگی میکنم نه واس بقیه
خدایا چرا این عبرت گرفتن دیگران باید از زندگی من باشه؟؟؟
نیم ساعت بود که تو ماشین بودم،صدای ضبط اعصابم رو خورد میکرد، بدون پرسیدن نظر بقیه ضبط روخاموش کردم و گذاشتم رو رادیو... همون لحظه شنیدم که اخبار گفت امروز قراره از اسیرها قدردانی و پاداش داده بشه... بی اراده و با لحن آروم گفتم:پس کی میخواد از من که اسیر زندگیم قدردانی کنه؟؟؟؟ دیدم نگاه همه خیره به منه....حالم از این نگاه ها بهم میخوره.... بدون توجه بهشون رومو برمیگردونم اون طرف و خیره میشم به یه نقطه ی دور....
توی این سکوت کوچه با تو من نمی هراسم بی تو من چه بی پناهم با تو من چه بی نیازم..
خودش اومد دخالت کرد تو سرنوشت عشق نمبپرسه اهل کجایی؟فقط میگه:توی قلب منی عشق نمیپرسه چی کار میکنی؟فقط میگه:باعث میشی قلبم به ضربان بیوفته عشق نمیپرسه چرا دوری؟فقط میگه:همیشه با منی عشق نمیپرسه دوستم داری؟فقط میگه دوستت دارم کاش دل ها به قدری خالص بود که دعاها قبل از پایین اومدن دست ها مستجاب میشد..... کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود..... کاش بهار به قدری مهربون بود که باغ رو به دست خزان نمی سپرد... کاش توی قاموس غصه ها شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمیشد.... کاش مرگ معنی عاطفه رو میفهمید.... کاش کاش کاش.... التیام بخشیدن آنهاست... سر حلقه ی انگشت نمایان شده بودم! تا سر بدهم بر سر این کار،سردار چالاک و طربناک به میدان شده بودم! چون گنبد بی رنگ بلورین حبابی در زلزله ی وسوسه ویران شده بودم! گفتم نشوم عاشق و چون دیده گشودم دیدم که دریغا که چه آسان شده بودم! دشمن به فریادم برس گفتم کی هستی؟ گفت:غم.... خیال کردم غم اسم عروسکیه که میتونم باهاش بازی کنم ولی حالا فهمیدم که خودم عروسکی هستم بازیچه ی دست غم....هه
| Design By : RoozGozar.com |


