عجب!
عجب آنتونيو گرامشي من . چه ها كه نكشيدي تو...
" اين اولين جمله اي بود كه پس ار خواندن كتاب گرامشي نوشته جيمز جول به ذهنم رسيد. "
- می خواستیم از حقوقمان حرف بزنیم ,حالا حرف بر سر موجوديت ماست...
"بخشي از ديالوگ پاياني پرند پايا در فيلم وقتي همه خوابيم _بهرام بيضايي"
آنان به مرگ وام ندارند
آنان که زندگی را لاجرعه سر کشیدند
آنان که ترس را
تا پشت مرزهای زمان راندند
آنان به مرگ وام ندارند
آنان فراز بام تهور
افراشتند نام
آری به مرگ وام ندارند
آنان
عشاق عصر ما
پویندگان راه بلا راه بی امید
مادر ! بگو که در تک این خانه خراب
گل های آتشین
در باغ دامن تو چه سان رشد می کنند ؟
این خواهر و برادر من ایا
شیر از کدام ماده پلنگی گرفته اند ؟
پیش از طلوع طالع
امشب ستارگان به بستر خون خسته خفته اند
بیدار باش را
در کوچه های دور
در شاهراه خلق به او درآورید
دلخستگان به بستر خون تازه خفته اند
دو رباعي از هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سايه)
فریاد
چون مه که ز دشت لاله بر می خیزد
از کشته شهر ناله بر می خیزد
فردا که به رستخیز در نی بدمند
فریاد هزار ساله بر می خیزد
سحرخیزان
سحرخیزان به سرناها دمیدند
نگهبانان مشعل ها دویدند
غریو از قلعه ی ویرانه برخاست
گرفتاران به آزادی رسیدند
کفتم که بعداز این
در جان نهان کنم همه شور و شتابها
آرام همچو بحر
توفان درون سینه جوشان فروکشم
پنهان کنم ز غیر همه التهابها
بگذارم این غمان
تا آب ها بیفتد از آسیابها
اما
با موج درد دوست
دریادلی کجا و دل تنگ من کجا ؟
چون اشک پرده در
می شویدم ز دیده بیخواب خوابها
باز این منم به جای وهمان پیچ و تابها
سياوش كسرايي
دلايلم را جزئي تر براي راي دادن به ميرحسين در زير مي آورم :
اولا كه در نهايت من نه شيخ اصلاحات نه ميرحسين را ناجي يا بي نظير نمي دانم ، برنامه هاي هيچ كدام را هم نه كامل مي دانم نه آن چيزي هستند كه من مي خواهم . اما درباره ميرحسين و كروبي
در وضعيت حاضر ايران با توجه به شرايطي كه وجود دارد ، به عقيده من ايران بيشتر نيازمند يك تكنوكرات ميانه رو با اصلاح طلبي عقلاني و درون چارچوب است . وضعيت اقتصادي ، امنيتي و سياسي كشور ابدا شرايط ماجراجويي نيست . نه مدل احمدي نژاد نه مدل كروبي . عده اي در دوران چهار ساله احمدي نژاد ديگر به صورت علني فعال شده و تمامي بخض هاي عمراني - نفتي و حتي استانداري ها و فرمانداري ها را به دست گرفته اند . وضعيت پاكستان در دوره پرويز مشرف به نظر من ايده آل اين گروه است . قدرت را هم كه به دست گرفته اند . در نتيجه من در ابتدا معتقدم راي آوردن احمدي نژاد و ادامه يافتن قدرت این گروه در تمامي امور فاجعه اي فراموش نا شدني را به راه خواهد انداخت . پس بحث اصلي من نه به احمدي نژاد است . و اگر انتخابات به دور دوم بكشد بين كروبي و احمدي نژاد بي شك به كروبي راي خواهم داد نه مثل دوستان شما كه ميرحسين را از احمدي نژاد بدتر مي دانند .
اما درباره بحث كروبي و ميرحسين
تمامي شعارهاي كروبي را در بحث آزادي هاي مدني و حقوق بشر و دانشگاه و ... را چهار سال پيش معين مطرح كرده بود . كروبي حرف نويي نزده اما چرا من به اين شعار ها راي نمي دهم :
1- از لحاظ شخصيتي كروبي فردي بي سواد ، تشنه قدرت و بازيچه است . واقعا شما ها حكم حكومتي اش را فراموش كرده ايد ؟ واقعا عدم حمايت از تحصن را فراموش كرده ايد و اصلا مگر يادتان رفته است اين آقا همان كسي است كه چهار ماه پيش محبوب كيهان بود و مدام از تندروي اصلاح طلبان گله مي كرد و معتقد بر اصلاحات بسيار محافظه كار بود ؟ ما كه يادمان نرفته كروبي ميان اصلاح طلبان از خاتمي هم محافظه كار تر بود ، حالا اين آدم يكدفعه صد و هشتاد درجه تغيير مسير مي دهد ، من چه اطميناني به او بكنم ؟ اين از شخصيت شيخ.
2- حزب اعتماد ملي از غير حرفه اي ترين احزاب در طول تاريخ بشريت هست . دبير اول يك حزب ديگر ( كارگزاران ) به ناگه در زماني كه حزبش از كانديد ديگري حمايت مي كند مي آيد و ميشود معاون اول كروبي و منتجب نيا كه چهارسال قائم مقام بوده مي شود پشم.
3- شعار هاي تند كروبي غير واقعي و غير قابل انجام دادن است . ببين اين را من چپ مي گويم . اين شعار ها غير واقعي است . چهار سال پيش شايد مي شد بهشان فكر كرد . الان با اين وضعيت امكان ندارد به كروبي اجازه تغيير ! قانون اساسي بدهند . مگر ما خريم يا كور ؟ نمي شود ، كروبي براي خودش حرف مي زند . خاتمي با بيست ميليون پشتيباني ملت در اون دوره نتوانست . نيندازيد تقصير بي عرضگي خاتمي كه كروبي هم كمتر از او بي عرضه نيست .
4- طرح اقتصادي عباس عبدي طرحي پر از ايراد و اشتباه است . نظريه او را همان موقع ها دكتر حسين عظيمي رد كرده است . اصلا امكان پذير نيست در ايران . كشوري كه زيرساخت صنعتي ، كشاورزي و ... مدرن ندارد به توسعه نرسيده است . نمي تواند دولتش با پول ماليات زندگي كند . اين نيازمند يك سير تاريخي است .
5- تا زماني كه مردم عامه از لحاظ آگاهي به سطح مشخصي نرسيده اند شعارهاي كروبي و تيمش يكزار نمي ارزند وگرنه بسياري ديگر هم از اين شعار ها مي دهند . در ايران بيست ميليون حاشيه نشين وچود دارد كه اين حاشينه نشينان نه هويت شهري دارند نه پرولتر نه روستايي ، مطمئن باش كروبي و تيمش را همين گروه بيست ميليوني له مي كنند . ايران از اين لحاظ كشور عقب افتاده اي است .
6- كروبي زياد به زندانيان و آزاد كردن هايش مي نازد در صورتي كه دروغ مي گويد .مقاله روزبه كريمي را دراين باره بخون تا بفهمي فرق كروبي با مثلا هاشمي در اينجاست كه هاشمي اين مسائل را عيان نمي كند كروبي به وسيله اين كارهايش پز مي دهد در صورتي كه هيچكدامشان كار چنداني نكردند .
كروبي كداميك از دانشجويان چپ را آزاد كرد ؟ زرافشان و اصانلو و اون همه كارگر تو اوين بودند كروبي چه كرد ؟ براي دانشجويان ستاره دار جه كرد ؟ هيج فقط پز مي دهد من تلاش كردم .
7- تئوري چانه زني كروبي تئوري سنتي و عقب افتاده اي است .
8 - تيم دور و بر كروبي به جز دو نفر بقيه شان را اصلا قبول ندارم . زيد آبادي و باقي تنها آدم هاي قابل دفاع او هستند .
الف : غلامحسين كرباسچي را صرفا مهره اي از طرف هاشمي مي دانم براي نفوذ در گروه كروبي براي كشاندن راي هاي خاموش به انتخابات تا در دور دوم به سود ميرحسين ريخته شود . وگرنه كرباسچي دبير كارگزاران زير نطر رفسنجاني كه به تنهايي تصميم نمي گيرد بيايد در تيم كروبي
ب : عباس عبدي از لحاظ سابقه كه جريان سفارت را در پرونده اش دارد . در دوره اي كه اصلاح طلبان ولش كردند افسرده شده بود و غر مي زد كه بايد از حاكميت خارج شد ، كروبي كه هيچ شيرين عبادي را هم محافظه كار مي دانست ، طرح هاي اقتصادي اش را به راحتي از همان ابتدا اقتصاد دانان رد كردند .
ج : عبدالكريم سروش سردمدار كثيف انقلاب فرهنگي كه فيلمش در يوتيوب هست كه مي گويد مي خواهيم دانشگاه ها را از عطر اسلام پر كنيم . در كنار مصباح يزدي نشست تا طبري را بكوبد . هنگامي كه همه نيروهاي مترقي و چپ ايران در زندان ها بودند ايشان آزادانه نظريه مي دادند . بعد هم به موقع فلنگ رو بست رفت اونور آب نشست تا بعد از اين همه سال به من بگويد قرآن حرف محمد است يا خدا .
د : ابطحي : آخر مليجك خاتمي كه رو هوا نمي آيد در تيم كروبي ، باز هم بگو برنامه اي نيست .
ج : محمد قوچاني ، از حرفه اي ترين و كثيف ترين ژورناليست هاي ايران . بعد از اولين دستگيري اش تمامي همكاري ها را با نيروهاي امنيتي انجام داده . در مجله شهروند امروز يك ويژه نامه عليه كانون نويسندگان ترتيب داد تا به قدرت خوش خدمتي كرده باشد . كيست كه نداند كانون شديدا تحت فشار است و حتي اطلاعات اجازه برگزاري يك نشست را به كانون نمي دهد . كيست كه نداند پوينده و مختاري از اعضاي همين كانون چگونه كشته شدند و كيست كه نداند دولت آبادي و زرافشان و ... همين قبل از انتخابات اطلاعات بازداشت كرد و ازشان بازجويي كرد . اما آقاي قوچاني با وقاحت تمام كانون را زير سوال برد و گفت كه ديكتاتور است و فلان و. ..
در شماره اي ديگر علنا به جمهوري اسلامي چراغ داد كه چرا چپ ها را نمي زنيد و ما را مي زنيد ؟ نوشت ما كه مسلمان هستيم آنها كمونيست و التقاطي هستند . بزنيد ما هم سكوت مي كنيم .
اما چرا به ميرحسين راي مي دهم :
1- به نظر من چهره اي ميانه رو از لحاظ اصلاح طلبي در اين دوره به درد مي خورد و ميرحسين چهره اي ميانه رو است .
2- مي گويد نظرات استصوابي را قبول ندارم اما قانون است و نمي شود تغييرش داد. پس شعار نمي دهد تا دوباره سرخورده شويم .
3- بر مساله اقتصاد ملي تاكيد مي كند ، برنامه فرشاد مومني را بخوانيد هست . كاملا يك اقتصاد دولت رفاه است . بدون هيچ تندروي . به نظر من اقتصاد دولت رفاه بهترين نوع اقتصاد براي ايران در حال حاضر است . تقويت كشاورزي و صنعت ايران در برابر اقتصاد نوليبرالي شكست خورده تيم كروبي .
4- در حد يك رئيس جمهور در جمهوري اسلامي از آزادي ها دفاع مي كند . از گشت ارشاد بگير تا مخالفت با دانشجويان ستاره دار . منشور حقوق شهروندي اش هم در آمده . منشور دانشگاه هم در آمده كه در اين دو علنا احكام سياسي دانشجويان را رد مي كند . فضاي پلسي امنيتي را خطرناك مي خواند و ... .
5- در بحث آمريكا منطقي مطرح مي كند صحبت هاي اوباما اميدوار كننده است و اگر شرايط فراهم شود مذاكره مي كند . سياست تنش زدايي را هم با توجه به شرايط ايران مطرح مي كند نه مثل كروبي روي هوا . علنا گفته مسائل فلسطين براي ما هنگامي مهم است كه وضعيت كشور خودمان بهبود يايد .
6- هشت سال نخست وزيري اش من چيز ضد و نقيضي نديده ام .
7- اين دو ماه هم من نديده ام چيز ضد و نقيضي بگويد به نظر من خيلي عقلاني از آزادي هاي مدني و يك اقتصاد ملي دفاع كرده . شخصيتي چند بعدي دارد و از مردم عادي تا روشنفكران را مي تواند جذب كند .
8 - در اين بيست سال كه ماست نمي خورده . در هنگام بستن فله اي مجلات اعتراض كرده . سال هفتاد و شش از خاتمي حمايت كرده . كار هنري كرده . رئيس فرهنگستان هنر بوده .
۹ - حمايت مراد فرهاد پور ، ناصر فكوهي ، محمدعلي عمويي ، مهرجويي ، بني اعتماد ، تقوايي ، قطب الدين صادقي ، دولت آبادي ، مالجو و ... را خيلي مهمتر از حمايت امثال سروش و بابك احمدي مي دانم .
اين ها مجموعه دلايل من براي راي به ميرحسين است . اما باز هم مي گويم كه اگر به دور دوم بكشد و ميان كروبي و احمدي نژاد باشد صد در صد از كروبي حمايت مي كنم .
و خيلي ناراحتم از طرفداران كروبي كه اينچنين ميرحسين را مي كوبند . واقعا خجالت آور است كه ميرحسين را بدتر از حمدي نژاد خواندن يا مساوي دانستن مشاركت و رايخه خوش خدمت . اين مسئله نشان مي دهد هواداران كروبي سوراخ دعا را گم كرده اند .
من انوشیروان مسعودی ، در انتخابات بیست و دوم خرداد سال هشتاد و هشت از میرحسین موسوی حمایت می کنم و رای خود را به نفع ایشان به صندوق می اندازم.
نه از تهمت های فسیل های شکست خورده خارج از کشوری می ترسم .
خودم را می شناسم و در طی شش سال سابقه ساخت فیلم های کوتاه و مستند و نوشتن مقاله های سینمایی - ادبی - فرهنگی و سیاسی هیچگاه نه به کسی باچ داده ام نه سودی برده ام. جهار فیلمم توقیف است و هیچ سرمایه مالی از نهاد های قدرت نگرفته ام. بنا بر شرایط حاد و بخرانی کشور عزیزم ایران ، وضع خجالت آور ایران در جهان ، وضع فاجعه بار هنر و فرهنگ ایران ، وضع نا مساعد طبقه کارگر ایران ، فضای امنیتی - پلیسی برای پویشگران اجتماعی - سیاسی ، و در مجموع نابودی مطلق ایران ، با توجه به مسدود بودن بسیاری راه های دیگر ، انتخابات را فرصتی یگانه می دانم برای برهم زدن وضع موجود ، برای باز کردن روزنه های دیگر برای تنفسی بهتر در فضایی به نسبت آزاد تر و امن تر از لحاظ سیاسی - اقتصادی ... در نتیجه با توجه به صدای پای فاشیسم نظامی و فروپاشی درون جامعه ایران ، حضور میرحسین موسوی را با تمام نقائص و محدودیت هایش به علت میانه روی در زمینه اقتصادی که با توجه به برنامه های ایشان در وضعیت حداقلی نیز به یک دولت رفاه خواهیم رسید و شعور فرهنگی و با توجه به شعارهای معقول و قابل دسترسی ایشان در زمینه باز شدن فضای سیاسی ، تنش زدایی از سیاست خارجی ، بهبود وضعیت اقتصادی رای به ایشان را در این شرایط بهترین کار می دانم و این رای به این معنا نیست که من دست از اصول و عقاید خود شسته ام ، خیر من همان راه خویش را خواهم رفت و به کسی باج نخواهم داد اما در فضایی بهتر .
دلیل رای ندادنم به جناب کروبی نیز به این علت است که شعار های ایشان بسیار دور از ذهن ، غیر واقعی است . تیم مشاور ایشان نظیر قوچانی ، عبدی ، سروش و ... از مرتجع ترین نولیبرال های ایران هستند . ایشان نیز از لحاظ شخصیتی فردی متزلزل هستند . نمونه بارزش این است که آقای کروبی که تا چهار ماه پیش صحبت از کابینه همراه با اصولگرایان می زد و اصلاح طلبان تندرو را وحشتناک و مایه نابودی می خواند امروز تندترین مواضع را می گیرد و واقعا چه اعتمادی هست که این آدم فردای رسیدن به قدرت ضد همین نظراتش نشود . در نتیجه انتخاب همچین فردی شرایط اصلاحات را نیز بد تر خواهد کرد.
به امید فضایی باز تر
حمايت داريوش مهرجويي فيلمساز بزرگ ايران ، محمود دولت آبادي بزرگترين داستان نويس زنده ايران و دكتر ناصر فكوهي از بزرگترين جامعه شناسان و انسان شناسان كه همگي نمايندگان هنرمندان و روشنفكران مستقل و غير خكومتي هستند از ميرحسين موسوي براي من بسيار مهم بود .
در زير نيز مصاحبه دكتر فكوهي درباره انتخابات و راي به ميرحسين را قرار مي دهم :
خاک بر سر ما بدبختان اخته شده ، ما عقیمان همه تاریخ ، ما سررسیده در عصر یائسگی بزرگان.
خاک بر سر ما که میرحسین و کروبی باید ناجیان ما باشند .
خاک بر سر ما که میرحسینی که شاهد و ناظر از بین رفتن و کشته شدن برترین فرزندان آفتاب بود را برترین می دانیم.
خاک بر سر ما که سکوت کروبی را در دوران قتل های زنجیره ای از یاد می بریم.
خاک بر سر ما که قوچانی می شود روزنامه نگارمان در حالیکه یادمان نرفته رحمان هاتفی را
خاک بر سر ما که یادمان رفت ، که فراموش کردیم . که دیگر خوابیم نمی دانیم چه آمد بر سر حسین سرشار ، مختاری چه حسی داشت موقع به قتل رسیدن ، رحمان هاتفی در انفرادی به چه می اندیشید ؟ ، بیژن مفید موقع رفتن از ایران چه حسی داشت ؟ ، سیاوش کسرایی در غربت چه می کرد ؟ ما یادمان رفته سعید سلطان پور را ، ما فراموش کرده این برترین فرزندان ملت چگونه رفتند . ما خواب آلودگان ، ما که نفهمیدیم فرهاد و بیضایی در سالها سکوتشان چه کشیده اند ؟ مایی که امروز برای میرحسین هورا می کشیم و کروبی را ارج می نهیم یادمان رفته ... ما بدجور اخته شده ایم . من دیر امدم ، من بی موقع ترینم ... من رسول نابه هنگام جهان مردگانم ...
ما خوابیم
ولی چاره ای نیست ، ما در گه قی دست و پا می زنیم ، ما خفه شدیم ، ما سالهاست مرده ایم ...
ساقی جامی دیگر پر کن تا از یاد برم قصه خونبار را
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
می دونی ، دکتر فکوهی تو اون جلسه ش بهمون گفت وبلاگ های ایرانی مزخرفن از بس درددل نامه نویسی شدن . خواستم بگم درست می گی دکتر ولی اگه درد دل هم نکنیم که می میریم . دق می کنیم مثل بیژن مفید و سیاوش کسرایی ، خودکشی می کنیم مثل هدایت ، عملی و بنگی می شیم مثل نصرت رحمانی ...
ته تهش آدم میاد نگا می کنه می بینه رفته به گا ... خسته می شی ، پا می شی دوباره می افتی ... چند سال پیش به رفیقی گفتم انقلاب ها واسه اینن که ملت تا خرخره می رن تو گه و لجن با انقلاب یه ذره دست و پا می زنن تا دوباره برن زیر ، ولی الان به همون هم اعتقاد ندارم . خسته شدم از بس هر روز هر حقوق ساده انسانی ام توسط نزدیک ترین آدم های دور و برم نقض می شه ... پوپر و ویتگنشتاین پیشکش ، شخصی ترین مسائلت واسه همه خنده داره ... زور ندارم وگرنه با یه چاقو همه سوسولای پولدار شهرک غرب رو جر می دادم ... شایدم یه روز کردم ... اسکورسیسی تو راننده تاکسی کرد نه تو واقعیت ، حقیقت اینه که امروز مارتین اسکورسیسی کبیر خایه مال هالیوود شده ...
بی خیال ، کی به کیه ... یه عمل آنارشیستی جمعی باس جذاب باشه ، یاری نمی بینم ، بی خیال بابا همش شد چس ناله...
روشنفری دینی ؟ ، زیغی بابا ... دیدیم روشنفکری دینی رو ، واژه متناقض ، آقای سروش هم با اون سابفه انقلابی شون ،و امروزی که به آمریکایی ها پا می ده نشون می ده چه ادم محترمیه ...
نه آقای عزیز !! محمود دولت آبادی پنجاه ساله که می نویسه و در قامت یک روشنفکر پیش رفته . نه تن به استبداد داده و در جریان انقلاب فرهنگی حضور داشته و با قدرت لاسیده ، نه بعده ها از فرصت استفاده کرده و رفته اونور آب با پا دادن به اونور آبی ها نون و آبی واسه خودش راه بندازه و یکهو هم سر انتخابات سر و کله ش تو این ستاد و اون ستاد پیدا بشه . دولت آبادی برای ما جای خالی سلوچ و کلیدر نوشته ، دولت آبادی در برابر استبداد با حضور در کانون پر افتخار نویسندگان ایران در کنار نام هایی چون پوینده و مختاری و گلشیری و استاد محمد و شمس لنگرودی ایستاده و تن نداده به هر چیز و ناچیز ، سخن خویش رانده و اندیشه خویش را پیش برده نه مثل شما که عمری با خزعبلات ستارگانتان از شریعتی تا آل احمد و امروز خود شما زندگی بر ما زهر کرده اید . آقای نامحترم روشنفکر مستقل و چپ هر چقدر هم که اشتباه کرده باشد در نهایت دروغگو و بهتان زن نبوده است آنچنان که همه یاران شما بوده اند و امروز نیز شما در کنار مزدوران قلم به دستی چون قوچانی در همان راه پیش می روید . آقای روشنفکر دینی در حدی نیستید که با دولت آبادی در بیافتید . سابقه تان و امروزتان خراب تر از این حرف هاست . خون ده ها روشنفکر سکولار ، مستقل و چپ روی دستان شماست و به این راحتی ها هم پاک نمی شود . دستان خون الود خود را با دستان پاک و توانمند نویسنده ایرانی ، دولت آبادی مقایسه نکنید .
حمله توهین امیز عبدالکریم سروش به محمود دولت آبادی در روزنامه اعتماد ملی :
۱- محسن نامجو ترانه ای دارد به نام " یا ایها المسلمون " که احتمالا اکثر طرفداران نامجو هم حتی این آهنگ را نشنیده اند . از ترانه هایی است که نامجو در محافل خصوصی خوانده است و در بیتی عبدالکریم سروش را نیز مسخره می کند ، گفتم شاید این ترانه خود کافی باشد برای مردک مزدور اما خشم و خشونتم فراتر از این حرف ها بود.