تبليغاتX
شعار نده,عمل کن


شعار نده,عمل کن

میخوام هر کاری که دلم خواست بکنم و به حرف بقیه گوش نمیکنم چون من واس خودم زندگی میکنم نه واس بقیه

ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند... پا به پایت میایند،آنقدر که گاهی از سماجتشان در همراهی حوصله ات را سر می برد... اما کافیست تا اندک بادی بوزد یا خرده موجی برخیزد تا برای همیشه از حافظه ضعیفشان ردپایت پاک شود... ما از نسل ماسه نیستیم ،از نسل صدفیم... صدف هایی که به پاس اقامتی یک روزه،تا دنیا دنیاست صدای دریا را برای هر گوش شنوایی زمزمه میکنند
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1390 ساعت 19:39 توسط naZAniN|

میگن هر آدمی از اتفاق های بد زندگی یه نفر دیگه عبرت می گیره....

خدایا چرا این عبرت گرفتن دیگران باید از زندگی من باشه؟؟؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 19:44 توسط naZAniN|

بی حوصله و بی تفاوت در ماشین رو باز کردم و بدون توجه به بقیه نشستم و در رو بستم....

نیم ساعت بود که تو ماشین بودم،صدای ضبط اعصابم رو خورد میکرد،

بدون پرسیدن نظر بقیه ضبط روخاموش کردم و گذاشتم رو رادیو...

همون لحظه شنیدم که اخبار گفت امروز قراره از اسیرها قدردانی و پاداش داده بشه...

بی اراده و با لحن آروم گفتم:پس کی میخواد از من که اسیر زندگیم  قدردانی کنه؟؟؟؟

دیدم نگاه همه خیره به منه....حالم از این نگاه ها بهم میخوره....

بدون توجه بهشون رومو برمیگردونم اون طرف و خیره میشم به یه نقطه ی دور....

نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390 ساعت 15:20 توسط naZAniN|

*وقتی ارزش ها عوض میشن،عوضیا با ارزش میشن.....

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ساعت 19:53 توسط naZAniN|

جایی که احساسات پا میذاره،منطق کور میشه....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ساعت 11:6 توسط naZAniN|

روشنیه شب های تارم ، همدم ناشناسم

توی این سکوت کوچه با تو من نمی هراسم

بی تو من چه بی پناهم با تو من چه بی نیازم..

نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390 ساعت 15:52 توسط naZAniN|

وقتی خدا دید که متروکه مونده بهشت

خودش اومد دخالت کرد تو سرنوشت

نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390 ساعت 15:47 توسط naZAniN|

عشق نمیپرسه تو کی هستی؟عشق فقط میگه:مال منی

عشق نمبپرسه اهل کجایی؟فقط میگه:توی قلب منی

عشق نمیپرسه چی کار میکنی؟فقط میگه:باعث میشی قلبم به ضربان بیوفته

عشق نمیپرسه چرا دوری؟فقط میگه:همیشه با منی

عشق نمیپرسه دوستم داری؟فقط میگه دوستت دارم

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 ساعت 15:48 توسط naZAniN|

کاش آسمون حرف دل کویر رو میفهمید و اشک خودشو نثار گونه های خشک کویر میکرد....

کاش دل ها به قدری خالص بود که دعاها قبل از پایین اومدن دست ها مستجاب میشد.....

کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود.....

کاش بهار به قدری مهربون بود که باغ رو به دست خزان نمی سپرد...

کاش توی قاموس غصه ها شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمیشد....

کاش مرگ معنی عاطفه رو میفهمید....

کاش کاش کاش....

نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390 ساعت 15:2 توسط naZAniN|

عشق نمک پاشیدن به زخم های کهنه نیست،

                                              التیام بخشیدن آنهاست...

نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390 ساعت 11:8 توسط naZAniN|

در گشتن و بد گشتن و از نام گذشتن

                                      سر حلقه ی انگشت نمایان شده بودم!

تا سر بدهم بر سر این کار،سردار

                                       چالاک و طربناک به میدان شده بودم!

چون گنبد بی رنگ بلورین حبابی

                                  در زلزله ی وسوسه ویران شده بودم!

گفتم نشوم عاشق و چون دیده گشودم

                                   دیدم که دریغا  که چه آسان شده بودم!

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ساعت 21:51 توسط naZAniN|

رفیقان آمدند...

     دشمن به فریادم برس

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 ساعت 11:16 توسط naZAniN|

روزی که به دنیا اومدم صدایی در گوشم طنین افکند که تا آخر عمر با من خواهد موند.

گفتم کی هستی؟

گفت:غم....

خیال کردم غم اسم عروسکیه که میتونم باهاش بازی کنم ولی حالا فهمیدم که خودم عروسکی هستم بازیچه ی دست غم....هه

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 ساعت 0:25 توسط naZAniN|

اگه بهت بگن زندگی رو توی چند جمله تعریف کن چی میگی؟زندگی چیه؟

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ساعت 20:4 توسط naZAniN|


::ادامه مطلب::
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ساعت 14:17 توسط naZAniN|


آخرين مطالب
» ماسه ها...
» عبرت
» اسیر زندگی
» عنوان کجا بود؟؟؟
» تازه به این نتیجه رسیدم که....
» *دروغ عاشقانه
» متروکه
» عشق نمیپرسه...
» کاش...
» !!!!

Design By : RoozGozar.com